تبليغاتX
عروسک وراج
جورواجور

                                  
سلام به دوستای گل ِ فائزه

من الهه هستم؛ خواهر بزرگ فائزه...
البته از شماها خیلی بزرگترم 21 سالمه...
خب برم سر اصل مطلب :
فائزه از 5 شنبه با مامانیم رفت گرگان واسه مسابقات...
همین چند دقیقه پیش مامانیم زنگ زد و گفت که فائزه قهرمان کشوری شده ه ه ه !!!!!!!!!
کــــلــــــــــــــــــــــــــــــی خــــوشــحــــالــــــــــــــم !!
گفتم بیام اینجا هم یه خبری به شماها داده باشم و هم اینکه
دو روز دیگه که فائزه برمیگرده اصفهان و میاد نت ؛ وبلاگشو میبینه, سورپریز بشه !!!!!!!

فائزه جـــــــونـــــــم آبجی کوچولوی خودم بهت تبریک میگم عســیـسـم
کلی خوشحالمون کردی... یه عالمه خوشحالم که با دست پر داری بر میگردی خونــــــــه....!!!
باعث افتخارمون شدی گلم...

ما هم عیدیمونو امروز گرفتیم دیگـــــه....
دوستای گلش آبجیمو تنها نذاریناااااااااااا همیشه بیاین پیشیش ...
آفرین...
بوس واسه همتون....
وبلاگ منو هم میتونین از توی پیونداش پیدا کنین ( اگه دوست داشتین برای آشنایی بیشتر)

فعلآ من برم دیگه ناهار باباییمو بدم ...این چندروز شده م کوزت !!! مامانم خونه نیست دیگه...
سرکار باید میرفتم , دانشگاه  باید میرفتم,کلاس باید میرفتم  همه ی کارای خونه هم رو دوشم بود ...خلاصه که خیلی خسته شدم...
ولی الان خوشحالم که با دست پر دارن میان....
البته کادوی فائزه جونمم پیش من محفوظه...!

بای بای





+ نويسنده یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387

ساعت 13:18

توسط فائزه |

سلام خوفید
حالتون خوفه
خوش می گذره چیکار می کنید با این تابسون گرم و قطع برق که اعصاب همو رو یه جورایی بهم ریخته اخه من نمی دونم مگه مردم چقدر برق مصرف می کنن که اینقدر هروز برقا رو قطع می کنن اخه من موندم اگه برق ندارن چطوری به جا های دیگه صادر می کنن !!!!!!!!!!!!!!
من اومدم زود تر اپ کنم اما هردفه یا برق رفت یا حال اپ کردن نداشتم . حالا که بعد 23 روز اومدم بی خیال!!!!!!
نمی دونم چی بنویسم حالا یکم چرت و پرت می نویسم و دوباره میره برا یه 20 روز دیگه که حالشو پیدا کنم .
خوب خیلی مقدمه چینی کردم حالا اصل مطلبو مینویسم چون شاید هفته دیگه وقت نکنم بیام .
هفته ی دیگه مسابقات کشوری سوپر کنتاکته منم انتخاب شدم الانم یه ماه تمرین داشتیم هفته دیگه با تیم میریم گرگان یه 4 روز اونجاییم .
دعا کنید هم من و هم بچه های تیم با دست پر برگردیم اصفهان .

زهرا جون ناناحت شدم انتخاب نشدی .

حالا هم یه دو سه تا جک نوشتم دوست داشتین بخونین .

_یک یه گاورداری باز می کنه مامور بهداشت ازش می پرسه که غذا چی بهشون میدی ؟!
میگه آشغال هرچی گیر بیارم بهشون میدم .مامور بهداشت جریمش می کنه .
سال بعد دوباره مامور بهداشت می یاد .ایندفه می گه بهشون چلو کباب ؛ زرشک پلو با مرغ ؛جیگر و....... میدم .
دوباره جریمه میشه .سال بعدش که مامور می پرسه بهشون غذا چی میدی.
می گه هر روز به هر کدومشون هزارتومن میدم هر چی بخوان واسه خودشون بخرن بخورن !!!!!

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت :معاف به دلیل ضعف جسمانی . پسره با خوشحالی گفت :آخ جون فوری میرم زن می گیرم . دکتر نوشت :و همچنین ضعف عقلانی.

به یکی می گن ساعت چنده بلد نبوده می گه :بدو بدو دیرت شده !!!

یه احمق داشت هلو می خورد وقتی رسید به هستش گفت :عجب میوه ای گردو هم داره!!!!!!!!!

یکی میره تو بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه !!!!!!

یه روز یکی از حال میره از پذیرایی در میاد ..

خوب دیگه بسه .
فقط ازتون می خوام هم برام کامنت بزارین هم دعا کنید که برنده بشم .

فعلا باییییییییییییی





+ نويسنده پنجشنبه هفدهم مرداد 1387

ساعت 16:56

توسط فائزه |

سلام دوستای خوفم
حالتون خوفه
روز پدرو به همه ی بابا ها تبریک می گم.
روز پدر مبارک باد.
من که خوبم اخه از اون هفته تا حالا بهم خوش گذشت اما همراه یه بد شانسی .
شب 5 شنبه که مهشاد خونه ی ما خوابید صبح هم با من کلاس سیاه قلم ثبت نام کرد.
بعد از اونم با هم رفتیم خونه ی مامانجون بعدم بابایی مهشاد منو رسوند خونه و خودشون رفتند .
ساعت 12 ظهر مهشاد تلفن کرد گفت :میای بریم استخر منمو و دوستم کارت استخر مال اونه گفتم صبر کن اجازه بگیرم از مامانی اجازه گرفتم بعد دایی اومد دنبالم با مهشاد رسوندمون استخر دوست مهشاد رو پیدا کردیم و با هم رفتیم.
اما سانس بعدی رو دادند به ما من و مهشادم رفتیم خونه ی دایی حسین پیش سارا بعدم رفتیم استخر رفتیم برا سانس دومم وایسیم که مهشاد کارو خراب کرد فهمیدند کارت مال خودمون نیستو و بلیط ازادم نگرفتیم دیگه نذاشتم بمونیم .
با نسیم و مهشادم رفتیم پارک روبروی استخر و یکم نشستیم و بعد از نسیم خدافظی کردیمو
و خودمون ناچار شدیم با اتوبوس بریم خونه .
شنبه هم بالاخره بعد از قرن ها رفتم باشگاه .
خوب فک کنم زیاد حرف زدم .
بای .
زودی میام.

+ نويسنده چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387

ساعت 8:4

توسط فائزه |

سلام خوفید
دلم براتون تنگیده بود
. بالاخره من برگشتم مثل همیشه با کلمه های تکراری که حوصلتون با خوندنش سر میره بالاخره تلفنمون وصل شد و دوباره می تونم به دوستای گلم سر بزنم فکر کردم تلفنمون حداقل تا اول تیر وصل میشه که شانس نیوردم.
سوم تیر رفتم مدرسه کارنامه ام رو بگیرم دوستام رو دیدم وبعد با هم خدافظی کردیم دلم براشون تنگ میشه .
خوب امروز طرز تهیه ی یک فیلم پر فروش سینما را نوشتم !
1. محمدرضا گلزارِ (يك عدد كامل)
2. مهناز افشار و الناز شاكردوست به ميزان كافي
3. نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه
4.تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حركت!
روش تهيه: قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز مي‌دهيم. كمي به‌اش پياز مي‌ماليم و مي‌اندازيم‌ش جلوي دوربين(در اينجا خانم‌ها و آقايان وبلاگ‌نويس دقت داشته باشند كه ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد كه اشك از چشمان گلزار جاري شود. او شكست عشقي خورده و علت اين شكست و ضربه سنگين روحي به او خانواد دختر مورد علاقه او بوده است.
اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار كه در حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا كرد و با خودش گفت: آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص مي‌شود كه ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به مرحله بعد مي‌رويم) حدود 10 دقيقه مي‌گذاريم تا گلزار با شعله ملايم جلوي دوربين حسابي جا بي‌افتد.
سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه مي‌كنيم، شعله زير گاز را زياد مي‌كنيم كمي نمك و فلفل مي‌زنيم و اين مغلمه را تا زماني كه ببننده دچار غش و ضعف شود هَم مي‌زنيم. شعله زير گاز را كم مي‌كنيم و الناز شاكردوست را به آرامي اضافه مي‌كنيم و در همين حال به هم زدن ادامه مي‌دهيم تا الناز شاكردوست حسابي با مواد قبلي مخلوط شود.
ديگر تقريباً آماده است.
جهت تزئين مي‌توانيد از حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه استفاده كنيد. نوش جان‌تان

+ نويسنده پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

ساعت 7:36

توسط فائزه |

سلام خوفید ؟
ببخشید دیر اپ کردم اخه تو این چند روزه فقط امتحان داشتیم و اصلا وقتش نبود بهتون سر بزنم .
امروز اس ام اس نوشتم :
عشق تو ؛تو قلبم مثل افغانی ای که از ایران بیرون نمی ره !!
ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند بچه جان درس نخوان لیسانسه هاش بیکارند.
سه جور قهوه داریم شیرین مثل حرفات ؛رقیق مثل قلبت ؛تلخ مثل دوریت .
به اشتیاق اولین دانه برف به تحمل آخرین برگ پاییز به گرمای تن خورشید به زیبایی آسمان شب قسم می خورم سر کار بودی .
می دونی فرق تو با چغندر چیه ؟چغندر رو می برن کارخونه ازش قند و نبات می گرن اما تو خودت قند و نباتی. ماهی به اب گفت :تو نمی تونی اشکای منو ببینی چون من توی ابم ؛اما اب جواب داد :من می تونم اشکای تو رو حس کتم چون تو توی قلب منی !
می دونی چرا وقتی می خوای بری تو رویا چشمات رو می بندی ؟وقتی می خوای گریه کنی چشمات رو می بندی چون قشنگ ترین چیز های دنیا قابل دیدن نیست !
سوا ل کنکور 87 : آرامگاه سعدی کجاست ؟ الف - خونشون ب- خونمون ج-تو حیاط د- تو اتاق تمساحا


تلفنمون قطع می شه شاید دیگه نتونم بهتون سربزنم.
پس خدافظ .

+ نويسنده یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

ساعت 1:53

توسط فائزه |

سلام دوستای خوفم
 اینم از اپ امروز:
 يارو به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول كلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني كه ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
يارو به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولي بچه ها صدام ميکنن شراب ناب يارو ميخواد يعني کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگي
   یه آقایی به دوستش میگه شنیدم که... تو ظرف شستن به خانمت کمک می کنی.... زن ذلیل.. . میگه خوب مگه چیه.. ... اون هم توی رخت شستن به من کمک میکنه....
 پسره داشت گريه می کرد باباش پرسيد چی شده؟ گفت : عاشق شدم ! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت : هر کسی که شما صلاح بدونيد
 شیطان اعلام كرد تا می توانید گناه كنید. سهمیه ی سوخت آتش جهنم تموم شد .
یه بنده خدائی یه جسد می بره پزشكی قانونی. بهش میگن: چطور مرده؟ میگه: سم خورده. میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد.
بای تا اپ بعدی.

+ نويسنده شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

ساعت 2:58

توسط فائزه |

سلام دوستای خوبم
اینم ادامه ی اپ  قبلی  :
 
هفتا  خ : 1- خیار  2- خرما  3- خامه  4- خربزه 5-خوشه گندم  6- خمیردندان 7- خاک
هفتا  ش :  1-شلیل  2- شیرینی 3- شکر  4-شاهی 5-شمع  6-شیرین بیان 7- شربت

هفتا ک : 1-کیوی  2-کشمش 3-کاهو  4- کرفس 5-کبریت  6- کلید  7-کلاه

هفتا  آ  :  1- آب  2-آینه  3- آلبالو  4- آلوچه  5- آلو زرد  6-آلو  7- آب لیمو

بای بای  تا اپ  بعدی .

+ نويسنده چهارشنبه هفتم فروردین 1387

ساعت 7:21

توسط فائزه |

سلام دوستای خوبم

بازم عیدتون مبارک
خوب اگه دیدید یکی از هفت سین های سفره هفت سین کمه از اینا استفاده کنید :
ا- سی دی 2- سیم کارت 3- سوسیس 4- سیگار 5- سیخ 6- سنگ 7- سس مایونز 8- سس گوجه فرنگی 9- سیمان 10- سنباده 11 - سیم خاردار 12- سررسید 13- سرکلیدی 14-سنبوسه 15- سرامیک
خوب فکر کنم هفت سینتون کامل شد .

خوب اینم هفت میم :
1- میخ 2- موز 3- ماهی 4- ملاقه 5- ماش 6- ملو شیرین 7- مسواک

اینم هفتا ب:
1- به 2- برنج 3- بادمجان 4- بامیه 5- باقالی 6- باقلوا 7- بطری


هفتا ن :
1- نان 2- نمک 3- نخود 4- نی 5- نوشابه 6- نخود سبز 7- نخ دندان

خوب بقیش بمونه برای اپ بعدی .
تا بعد بای





+ نويسنده جمعه دوم فروردین 1387

ساعت 7:34

توسط فائزه |


یا مقلب القلوب و الابصار     یا مدبرالیل والنهار

 
یا محول الحول و الاحوال      حول حالنا الی احسن الحال

سلام دوستای خوبم .
فردا عید پیشاپیش عیدتون مبارک .امیدوارم سال خوبی داشته باشید و به همتون خوش بگذره.
خوب من دیگه باید برم خیلی کار داریم .
تا بعد بای.



+ نويسنده چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

ساعت 8:39

توسط فائزه |

سلام خوفید
من که خیلی خوف نیستم اخه تو این مدت  کامپیوتر  خراب بود و من نمی تونستم به شما سر بزنم به هر حال از همه معذرت می خوام.
ولی می خوام تو  این مدت که نبودم جبران کنم و به همه سر بزنم.
نمی دونستم اپ امروزو چی بزارم رفتم دفتر خاطراتم رو برداشتم تا یه چیزی بنویسم که یه دفعه چشمم به این افتاد:
طرز تهیه خورشت ازدواج
مواد لازم:
دختر یک عدد
خواستگار به میزان لازم
جهیزیه کمی تا قسمتی
ابتدا دختر را به دانشگاه فرشتاده نمک فیس و  افاده را به آن اضافه می کنیم؛ سپس خواستگار ها را به داخل ظرفی می ریزیم تا خوب خیس بخورند. بعد  آنها را غربال می کنیم تا بی پول ها یا کم پول ها رد شوند و فقط پول دارترین آن ها بماند . وقتی پول دار ترینشان ماند کلاه سرش می گذاریم تا کله اش خوب دم بکشد.
سپس او را سر سفره ی عقد می گذاریم حالا خورشت آماده است.
 راستی شهادت امام رضا(ع) رو به همه تسلیت می گم .                                                                                                                  



+ نويسنده شنبه هجدهم اسفند 1386

ساعت 7:40

توسط فائزه |

RSS

\